وروجک تنها
برای انسانهای بزرگ بن بست وجود ندارد. چون بر این باورند که: یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت
لینک دوستان

چرا چشمت پر اشک و سینه ات پر آه می باشد

مخور غصه پس از من عمر تو کوتاه می باشد

مسوزان قلب بابا را چنین ناله مزن زهرا

که شاد از ناله تو دشمن گمراه می باشد

علی را کرده ام مأمور صبر و تو کنارش باش

پس از من روز های بی کسی در راه می باشد

سپر بهر علی شو وقت آتش سوزی خانه

بدان که قتلگاه تو همین در گاه می باشد

همین که می زند زخم زبان بر من به پیش تو

تو را بعد پدر در کوچه سد راه می باشد

بلرزاند مرا در قبر تا بر تو زند سیلی

که از مهری که من دارم به تو آگاه می باشد

*********************

یک عمر در حوالی غربت مقیم بود

آن سیدی که سفره ی دستش کریم بود

خورشید بود و ماه از او نور میگرفت

تا بود ، آسمان و زمین را رحیم بود

سر می کشید خانه به خانه محله را

این کارهای هر سحر این نسیم بود

آتش زبانه می کشد از دشت سبز او

چون گلفروش کوچه ی طور کلیم بود

این چند روزه سایه ی یثرب بلند شد

چون حال آفتاب مدینه وخیم بود

حقش نبود تیر به تابوت او زدن

این کعبه در عبادت مردم سهیم بود

بی سابقه است حادثه اما جدید نیست

این خانواده غربتشان از قدیم بود

آقا ببخش قصد جسارت نداشتم

پای درازم از برکات گلیم بود

*********************

کنج حجره ز همه دلگیرم

از تب غربت خود مى‏میرم

چو من اینگونه کسى مضطر نیست

غربت من ز على کمتر نیست

آشنایان همه بیگانه شدند

دوستى‏ها همه افسانه شدند

پیروانم همه بیعت شکنند

به ولیعهدى من طعنه زنند

بى سبب نیست انیسم آه است

چه کنم؟ خواهر من در راه است

گر خبر از دل زارم گیرد

بین ره از غم من مى‏میرد

به امیدى که جوادم آید

عقده از کار دلم بگشاید

پسرم درد به سینه دارد

خبر از شهر مدینه دارد

کوچه تنگِ مدینه دیده‏ست

ناله‏ى فاطمه را بشنیده‏ست

ترسم از اینکه شبیه زهرا

به جوانى برود از دنیا



موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٠/٢۱ ] [ ٤:٥٧ ‎ب.ظ ] [ vorujak2010 ]
درباره وبلاگ

من شیطون بلای مهربونم اتیش پاره ی محله مونم خیلی خوشگلم اینو می دونم همه دوستم دارن اینم می دونم
امکانات وب